رضا قليخان هدايت

786

مجمع الفصحاء ( فارسي )

نخوردى ز خوانهاى اين مردمان * پرىوار جز استخوان عنصرى رباعى اى راحت سينه سينه رنجور از تو * اى مرهم ديده ديده بىنور از تو با دشمن من ساخته‌اى دور از من * از دورى تو سوخته‌ام دور از تو 218 خسرو دهلوى اصل وى از دياركش تركستان بوده ، پدرش امير محمود در زمانى كه فتنهء چنگيزى رخ نمود به دهلى رفته ، سكونت گرفته و ملازمت سلطان محمد بن تغلق شاه را پذيرفته به مناصب بلند رسيد ، و آخر در غزوات كفار آن ساحات شهادت يافت . پسرش امير خسرو به‌جاى پدر به امارت نامور آمد ، و در تحصيل كمالات صورى و معنوى كوشيد بالاخره از منصب گذشته و سالك خدمت شيخ نظام اوليا گشته ، مرتبهء عالى حاصل كرد ؛ و غرض امير را در فن شاعرى قدرت وافر بوده و خمسه‌يى در تتبع خمسهء شيخ نظامى منظوم فرموده كه مناسبت اسمى با يكديگر دارند ، علاوه بر آن اشعار بسيار از هر مقوله به فارسى و هندى دارند . گويند چهارصد هزار بيت از ايشان به يادگار مانده وقتى ديوان ايشان با خمسه ديده شد و اكنون هيچ‌يك از آن دو حاضر نيست كه انتخاب شود ناچار به همان ابيات كه در آتشكده است اكتفا مىرود و در سنهء هفتصد و بيست و پنج در مقبرهء شيخ شكر گنج مدفون شد . بعضى از قصايد و رباعيات آن جناب مىباشد . در حكمة و نصيحت و موعظة فرمايد تا ز هر بادى نجنبى پا به دامن كش چو كوه * كادمى چون مشت خاك و عمر باد صرصر است